يك استكان چاي داغ مهمان مني،
كنارپنجره ي بخار گرفته،
وقت تنهايي،نوش جانت،
چاي رفاقت من هميشه تازه دم است...
[ پنجشنبه 16 آذر 1391 ] [ 09:44 ] [ elham ]
[ ارسال نظر(2) ]
*❤*دختــران دریـــا*❤*به وبلاگ ما خوش آمدید ... |
يك استكان چاي داغ مهمان مني، كنارپنجره ي بخار گرفته، وقت تنهايي،نوش جانت، چاي رفاقت من هميشه تازه دم است... [ پنجشنبه 16 آذر 1391 ] [ 09:44 ] [ elham ] [ ارسال نظر(2) ]
کم آورده ام ... سخت کم آورده ام ... این بار، حتی کلمات را ... انگار مدت هاست هیچ واژه ی مناسبی به ذهنم خطور نکرده تمام واژه ها برایم فقط تکرارند و تکرار ... و دیگر هیچ احساسی ازشان نمی گیریم کم آورده ام و خسته ام از تک تک احساس هایم این روزها از صمیم قلب خسته ام، دلم یک خواب طولانی می خواهد و آرامشی عمیق که در آن غرق شوم و راه نجاتی نباشد عجیب شده ام این روزها ، حس می کنم غوطه ورم میان یک عالم احساس ناشناخته بینابین تفکراتی مبهم و گنگ که گیجم کرده اند و دیگر نمی فهممشان روزهای هفته را گم کرده ام و انتظار تک تک روزهایم را از تنوع انداخته انتظار یک هیجان خوب، یک روز متفاوت، یک احساس زیبا، یک تجربه ی شیرین منتظرم و به انتظار لحظه هایم را بدون داشتن هیچ حسی تنها لمس می کنم و می گذرم از کنارشان ... کاش باز هم واژه ای بیایم برای لمس پر احساس لحظه هایم کاش ... [ سهشنبه 14 آذر 1391 ] [ 21:10 ] [ dokhtaranedarya ] [ ارسال نظر(0) ]
سراغی از ما نگیری نپرسی که چه حالی ام
ادامه مطلب [ سهشنبه 14 آذر 1391 ] [ 19:58 ] [ dokhtaranedarya ] [ ارسال نظر(2) ]
نابتــرین بوســه هایـم را من منتظــرم ... فقــط بیــا [ دوشنبه 06 آذر 1391 ] [ 23:27 ] [ dokhtaranedarya ] [ ارسال نظر(0) ]
خوب من ... دوری از من و من دورترها از تو ... میان این همه نزدیکی ... دورم از تو و جدای از یادت، شاید آرام گیرد خیالت با بهتر از من ها دورم از تو که میدانم عکس تنهایی وسیع من دنیایت شلوغ است سرشار از صدا ... دورم از تو که افعال همه ی جملاتت اول شخص مفرد شده بود و من هنوز هم تنها سوم شخص جمع من همیشه تو را خودم می دانستم ، همیشه در من حضور داشتی دورم از تو که عکس اوج گرفتن وابستگی ام به تو ، بی تفاوت مانده بودی برای بودنم دورم از تو که میدانم عکس من که میان تمام بودن ها تو را گزیده بودم هستند بودن هایی که بودنشان جایگزین خوبیست برای نبودن هایم و دست ها و لبخندهایی که همراهت باشند دوست من ... بدان ... حس داشتنت برای من یک دوستی ساده نبود ، من لحظه های دوستی ام را با تو زندگی کردم ... و لحظه های زندگی ام را با تو دوستی دور می مانم از تو چون برای داشتنت ناخودآگاه خودخواه شده بودم دور می مانم از تو چون حس می کنم دیگر میان لحظه هایت نیازی نیست به حضور آرام و غمگین من ... تو شادتری بی من با در کنار دیگران بودن ها دور می مانم از تو و تپش های قلبم را سرکوب خواهم کرد دور می مانم از تو و همه ی خاطرات خوب این سال ها را درد می کشم تو را نمی دانم اما من ... بهترین هایم با تو گذشت لحظه ها ... خاطره ها ... دوران ها ... اتفاق ها و حتی تلخ ترین هایم را درآغوش تو جای گذاشتم سخت است بروی از دنیای درونم ... اما ... شاید دیگر نمی توانم نگهت دارم شاید باید راهت جدا شود ... شاید خدا خواست اما ما نتوانستیم باشیم در کنار هم نمی دانم ... سخت مبهم شده ام این روزها کاش می فهمیدی عمق احساسم را میان این برهوت زندگی من زندگی را تا لحظه آخر با تو می خواستم ، تمام حادثه ها را با وجود تو دلگرم گذراندن بودم ؛ من تمام خوشی ها را برای تقسیم با تو می خواستم اما ... نمی دانم این خواست تو نبود یا احساس من این بار هم دروغ گفت نمی دانم ... کمک می خواهم برای رهایی از این همه تردید برای رهایی از این همه تلخی
[ یکشنبه 28 آبان 1391 ] [ 00:51 ] [ dokhtaranedarya ] [ ارسال نظر(0) ]
من دلم می خواهد
[ یکشنبه 28 آبان 1391 ] [ 00:11 ] [ dokhtaranedarya ] [ ارسال نظر(2) ]
تو حضـور مبهم پنجـره ها [ جمعه 26 آبان 1391 ] [ 21:56 ] [ dokhtaranedarya ] [ ارسال نظر(0) ]
زندگی مثل یه رویــاست مثل فریاد، مثل غوغاست زنـدگی مثـل یـه شیــشه می شکنــه واسه همیــشه زنــدگـی مثـل یـه درده مثـل پـاییـزه کـه زرده زنـدگـی مثـل یه گنجــه داری امــا پـر رنـجــه زنـدگی مثـل یه خورشیـد واسـه دل همیشـه تابیـد زنـدگی مثـل یه دریـاست ولی سرچشمـه ی غـم هاست زنــدگـی مثـل غـریبــه کـه یـه آشنــا نـدیـده زنـدگـی مثـل طـلـوعــه دردای مـا بـی غـروبــه زنــدگـی مثـل ستـــاره مثــل چشــم بی قــراره زنــدگی مثـل یه نـم نم نمیـشـه از دردمـون کـم ادامه دارد ... [ جمعه 26 آبان 1391 ] [ 00:53 ] [ dokhtaranedarya ] [ ارسال نظر(9) ]
دل من تنهــا بود دل من هـرزه نبود دل من عـادت داشت که بمانـد یک جـا به کجــا؟ معلوم است به در خانه ی تـو دل من عـادت داشت که بمـاند آنجــا پشت یک پرده تـور که هـر روز آن را بـه کنـاری بزنـی دل مـن ســاکن دیـوار و دری که تو هر روز از آن میگـذری دل من سـاکن دستــان تو بود دل من گوشه ی یک باغچـه بود که تو هر روز به آن می نگری دل من را دیدی؟ ساکن کفش تو بود یــادت هســت ؟ [ دوشنبه 22 آبان 1391 ] [ 21:16 ] [ sareh ] [ ارسال نظر(3) ] موزیک ویدئو جدید و بسیار زیبای ولی به نام باتو باتو ، 3 کیفیت کیفیت HD 1080p + بدون تگ تبلیغاتی
ادامه مطلب [ جمعه 19 آبان 1391 ] [ 20:07 ] [ nakednight ] [ ارسال نظر(6) ] |
|
|
[ طراح قالب: آوازک | Theme By Avazak.ir | rss ] |