
گریه کن تا اشک چشمات بریزه رو تن بارون
مثل بارون که تو دریا گم میشه راحت و آسون
منم و عشق و نگاهت ساده از غمت گذشتم
هرچی از نگفته ها بود گوشه ی دلم نوشتم
روی این بلندی غم وایسادم شاید بیفتم
بغض مرگه توی سینم تو مقصری عزیزم
گله ی کار دل من هرچی هست از تو ا یا من
یا کمی حوصله از تو یا کمی فاصله از من
از دو چشمی که نجیبه گلگی یکم عجیبه
به لطافت ستاره ست اما دستام بی نصیبه
همیشه گریه ی چشمات یه سوال بی جوابه
واسه تو اگر یه راهه واسه من فقط عذابه
از دو چشمی که میریزه خنده های عاشقونه
نمیدونم غم و غصه است یا که لحظه ی جنونه
روی این بلندی غم وایسادم شاید بیفتم
تو مقصری عزیزم آره تو، همین که گفتم
[ چهارشنبه 20 شهریور 1392 ] [ 01:18 ] [ dokhtaranedarya ]
[ ارسال نظر(4) ]