
مهربانم !
عجیب در این بلوا و شلوغی و ساختمان های سر به فلک کشیده،
گیر افتاده ایم ...
حالا که سهم تک تک ما از آسمان،
روزنه ای بیش نیست
که آن هم هر روز محدود و محدوتر می شود،
دل هیچ کس برای گل های دود زده پارک نمی سوزد ...
هیچ کس به فکر پرنده ها نیست ،
قد هیچ درختی به دیوار همسایه نمی رسد ...!
و تعجبی ندارد اگر ...
قلب های من و تو نیز با یکدیگر غریبه باشند
دست هامان جدای از هم ...!
و نگاهمان پر از بی احساسی
تعجبی ندارد ...



[ چهارشنبه 14 تیر 1391 ] [ 00:48 ] [ dokhtaranedarya ]
[ ارسال نظر(0) ]