تقصیر من بود که سراغ سایه را از خورشید گرفتم ؛
و از وسعت دور دریا ...
سراغ قدم هایت را از راه هایی می گرفتم
که هرگز تو را
،
حتی به خواب عبور هم ندیده بودند ...!
تقصیر من بود که نامت را با عطر ستاره ها
بر بالش شب می نوشتم ،
تا آسمان خواب هایم
بوی تورا داشته باشند ...
تقصیر من بود ...
که برای آمدنت فال میگرفتم !
نباید گره "خیال" را و "خاطره" را
از حقیقت تلخ روزمرگی ها باز میکردم
که رویای آفتابی تو
برای "یک عمر عاشقی"
کافی بود ...!
[ یکشنبه 02 مهر 1391 ] [ 14:18 ] [ dokhtaranedarya ]
[ ارسال نظر(0) ]