دل من تنهــا بود
دل من هـرزه نبود
دل من عـادت داشت
که بمانـد یک جـا
به کجــا؟
معلوم است
به در خانه ی تـو
دل من عـادت داشت
که بمـاند آنجــا
پشت یک پرده تـور
که هـر روز آن را
بـه کنـاری بزنـی
دل مـن ســاکن دیـوار و دری
که تو هر روز از آن میگـذری
دل من سـاکن دستــان تو بود
دل من گوشه ی یک باغچـه بود
که تو هر روز به آن می نگری
دل من را دیدی؟
ساکن کفش تو بود
یــادت هســت ؟
[ دوشنبه 22 آبان 1391 ] [ 21:16 ] [ sareh ]
[ ارسال نظر(3) ]